تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
٢٠ وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً
٢١ وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظاً
ترجمه:
٢٠- و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، و مال فراوانى (به عنوان مهر) به او پرداختهايد، چيزى از آن را پس نگيريد! آيا براى باز پس گرفتن مهر زنان، به تهمت و گناه آشكار متوسل مىشويد؟!
٢١- و چگونه آن را باز پس مىگيريد، در حالى كه شما با يكديگر تماس و آميزش كامل داشتهايد؟! و (از اين گذشته) آنها (هنگام ازدواج) از شما پيمان محكمى گرفتهاند!
شأن نزول:
پيش از اسلام، رسم بر اين بود: اگر مىخواستند همسر سابق را طلاق گويند و ازدواج جديدى كنند، براى فرار از پرداخت مهر، همسر خود را به اعمال منافى عفت متهم مىكردند، و بر او سخت مىگرفتند، تا حاضر شود مهر خويش را كه معمولًا قبلًا دريافت مىشد بپردازد، و طلاق گيرد، و همان مهر را براى همسر دوم قرار مىدادند.
آيه فوق به شدت از اين كار زشت جلوگيرى كرده و آن را مورد نكوهش