تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦
«مدينه» به جاى خود گذارد، على عليه السلام عرض كرد: اى پيامبر! آيا مرا در بين زنان و كودكان در شهر قرار مىدهى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
أَما تَرْضى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى حِيْنَ قالَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَ أَصْلِحْ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ (وَ أُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ): «آيا دوست ندارى نسبت به من همانند هارون (برادر موسى) نسبت به موسى عليه السلام بوده باشى؟ آن زمانى كه موسى به او گفت: در ميان بنى اسرائيل جانشين من باش و اصلاح كن، سپس خداوند عزوجل فرمود: وَ أُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ». «١»
ج- «شيخ سليمان حنفى قندوزى» كه از دانشمندان معروف اهل تسنن است در كتاب «ينابيع المودة» از كتاب «مناقب» از «سليم بن قيس هلالى» نقل مىكند:
روزى مردى به خدمت على عليه السلام آمده، پرسيد: «كمترين چيزى كه انسان در پرتو آن جزء مؤمنان خواهد شد چه چيز است؟ و نيز كمترين چيزى كه با آن جزء كافران و يا گمراهان مىگردد كدام است؟ امام عليه السلام فرمود:
اما كمترين چيزى كه انسان به سبب آن در زمره گمراهان در مىآيد، اين است كه: حجت و نماينده خدا و شاهد و گواه او را كه اطاعت و ولايت او لازم است نشناسد.
آن مرد گفت: يا أَمِيْرَ الْمُؤْمِنِيْنَ آنها را به من معرفى كن!
على عليه السلام فرمود: همانها كه خداوند در رديف خود و پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داده و فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا أَطِيْعُوا اللَّهَ وَ أَطِيْعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ».
آن مرد گفت: فدايت شوم باز هم روشنتر بفرما.