تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٦
١٨٧ وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَليلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ
ترجمه:
١٨٧- و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتماً آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد! ولى آنها، آن را پشت سر افكندند؛ و به بهاى كمى فروختند؛ و چه بد متاعى مىخرند؟!
تفسير:
كتمان حقايق
به دنبال ذكر پارهاى از خلافكارىهاى اهل كتاب، اين آيه، به يكى ديگر از اعمال زشت آنها كه مكتوم ساختن حقايق بوده اشاره مىكند، مىفرمايد: «به ياد آريد زمانى را كه خداوند از اهل كتاب پيمان گرفت كه آيات كتاب را براى مردم آشكار سازيد، و هرگز آن را كتمان نكنيد» «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ».
جالب توجه اين كه: جمله «لَتُبَيِّنُنَّهُ» با اين كه با لام قسم و نون تأكيد ثقيله همراه است و نهايت تأكيد را مىرساند، باز با جمله «وَ لا تَكْتُمُونَهُ» بدرقه شده است كه آن هم دستور به عدم كتمان مىدهد.
از مجموع اين تعبيرات بر مىآيد كه خداوند به وسيله پيامبران پيشين، مؤكدترين پيمان را از آنها براى بيان حقايق گرفته بوده، اما با اين همه، در اين