تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
اين موقع است كه متوجه مسئوليتهاى خود مىشوند، و از خدا تقاضاى توفيق انجام آنها را مىطلبند، تا از كيفر او در امان باشند و لذا مىگويند: خداوندا! «تو پاك و منزهى، ما را از عذاب آتش نگاهدار» «سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ».
***
اولوا الالباب با مطالعه و دقت در نظام جهان آفرينش با همان حال و هوا چنين ادامه مىدهند: «بار الها! هر كه را تو (بر اثر اعمالش) به دوزخ افكنى، او را خوار و رسوا ساختهاى، و اين گونه افراد ستمگر، ياورى ندارند» «رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ».
از اين جمله استفاده مىشود، خردمندان بيش از آنچه از آتش دوزخ مىترسند، از رسوائى وحشت دارند، و همين است حال افراد با شخصيت، آنها حاضرند همه گونه رنج و ناراحتى را تحمل كنند، اما حيثيت و آبروى آنها محفوظ بماند.
بنابراين، دردناكترين عذاب رستاخيز، براى اين دسته، همان رسوائى در پيشگاه خدا، و بندگان خدا است.
نكته نهفته در جمله «ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ» اين است كه: خردمندان، پس از آشنائى با اهداف تربيتى انسان، به اين حقيقت مىرسند كه تنها وسيله پيروزى و نجات انسان، اعمال و كردار اوست، و بنابراين، افراد ستمگر نمىتوانند ياورى داشته باشند؛ زيرا ياور اصلى كه همان عمل پاك است را از دست دادهاند.
و تكيه روى كلمه ظلم يا به خاطر اهميت اين گناه از ميان گناهان است و يا به خاطر آن است كه تمام گناهان بازگشت به ظلم و ستم بر خويشتن مىكند.
البته اين آيه، منافاتى با مسأله «شفاعت» (به معنى صحيح) ندارد؛ زيرا همان طور كه در بحث شفاعت گفتيم، شفاعت، نياز به آمادگى خاصى در شفاعت