تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٣
هستند، ولى در مقابل، راه اثبات جرم در اسلام به اين آسانى نيست، و براى آن شرائطى تعيين شده كه غالباً تا گناه علنى نشود، آن شرائط حاصل نمىگردد.
مثلًا: افزايش دادن تعداد شهود به چهار نفر كه در آيه فوق به آن اشاره شده، به قدرى سنگين است كه فقط افراد بىباك و بىپروا ممكن است مجرم شناخته شوند، بديهى است اين چنين اشخاص بايد به اشدّ مجازات گرفتار شوند، تا عبرت ديگران گردند و محيط از آلودگى گناه پاك گردد.
همچنين براى شهادت شهود شرائطى تعيين شده، از قبيل رؤيت و عدم قناعت به قرائن، و هماهنگى در شهادت، و مانند آن، كه اثبات جرم را سختتر مىكند.
به اين ترتيب، اسلام، احتمال يك مجازات فوق العاده شديد را در برابر اين گونه گناهكاران قرار داده، و همين احتمال، اگر چه ضعيف هم باشد مىتواند در روحيه غالب افراد اثر بگذارد.
اما راه اثبات آن را مشكل قرار داده تا عملًا در اين گونه موارد اعمال خشونت به طور وسيع انجام نگيرد، در حقيقت اسلام خواسته اثر تهديدى اين قانون كيفرى را حفظ كند، بدون اين كه افراد زيادى مشمول اعدام شوند.
نتيجه اين كه: روش اسلام در «تعيين مجازات» و «راه اثبات جرم» روشى است كه حداكثر تأثير را در نجات جامعه از آلودگى به گناه دارد، در حالى كه افراد مشمول اين مجازاتها عملًا زياد نيستند و به همين جهت ما از اين روش به عنوان روش «سهل و ممتنع» تعبير كرديم.
***