تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
است. «١»
***
نقشه دلربا و شگفتانگيزى كه، در گوشه و كنار اين جهان و در پهنه هستى به چشم مىخورد، آن چنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب مىكند، كه در جميع حالات خود، چه ايستاده و چه نشسته و چه در حالى كه در بستر آرميده، و به پهلو خوابيدهاند، به ياد پديد آورنده اين نظام و اسرار شگرف آن مىباشند، لذا در آيه بعد مىفرمايد:
«خردمندان آنها هستند كه در حال قيام و قعود و آن گاه كه بر پهلو خوابيدهاند، خدا را ياد مىكنند و در اسرار خلقت آسمانها و زمين مىانديشند» «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».
يعنى هميشه و در همه حال، غرق اين تفكر حيات بخشند.
در اين آيه، نخست اشاره به «ذكر» و سپس اشاره به «فكر» شده است، يعنى تنها يادآورى خدا كافى نيست، آن گاه اين يادآورى ثمرات ارزندهاى خواهد داشت كه آميخته با تفكر باشد، همان طور كه تفكر در خلقت آسمان و زمين اگر آميخته، با ياد خدا نباشد، نيز به جائى نمىرسد.
چه بسيارند دانشمندانى كه در مطالعات فلكى خود و تفكر مربوط به خلقت كرات آسمانى، اين نظام شگفتانگيز را مىبينند اما چون بياد خدا نيستند، و عينك توحيد بر چشم ندارند و از زاويه شناسائى مبدأ هستى به آنها نگاه نمىكنند، از آن نتيجه لازم تربيتى و انسانى را نمىگيرند.