تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠
اين كلمه با همه مشتقاتش به معنى سركشى و شكستن حدود و قيود، و يا هر چيزى كه وسيله طغيانگرى و يا سركشى است مىباشد.
بنابراين، آنها كه داورى به باطل مىكنند «طاغوت» هستند؛ زيرا حدود و مرزهاى الهى و حق و عدالت را شكستهاند.
در حديثى نيز از امام صادق عليه السلام نقل شده: الطَّاغُوتُ كُلُّ مَنْ يُتَحاكَمُ الَيْهِ مِمَّنْ يَحْكُمُ بِغَيْرِ الْحَقِّ: «هر كس به غير حق حكم كند و مردم او را به داورى بطلبند، طاغوت است». «١»
سپس قرآن اضافه مىكند: «مراجعه به طاغوت يك دام شيطانى است كه مىخواهد انسانها را از راه راست به بيراهههاى دوردستى بيفكند» «وَ يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعيداً».
ناگفته پيدا است: آيه فوق همچون ساير آيات قرآن، يك حكم عمومى و جاودانى را براى همه مسلمانان در سراسر اعصار و قرون بيان مىنمايد، و به آنان اخطار مىكند: مراجعه كردن به حكّام باطل، و داورى خواستن از طاغوت، با ايمان به خدا و كتب آسمانى سازگار نيست.
به علاوه، انسان را از مسير حق به بيراهههائى پرتاب مىكند كه فاصله آن از حق، بسيار زياد است، مفاسد چنين داورىها، در به هم ريختن سازمان اجتماعى بشر بر هيچ كس پوشيده نيست، و يكى از عوامل عقبگرد اجتماعات محسوب مىشود.
***