تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦
مُتِعَرِّضٌ وَ لا لِوَعِيْدِكَ مُتَهاوِنٌ لكِنْ خَطِيْئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى وَ غَلَبَنِى هَواىَ ...:
«اى خداى من! آن هنگام كه تو را معصيت كردم، نه از اين جهت بود كه خداونديت را انكار نمايم، و نه بدين خاطر كه امر تو را خفيف شمارم، و نه از اين نظر كه بخواهم خود را در معرض مجازات تو قرار دهم، و نه اين كه وعده كيفر تو را سبك بشمارم، بلكه خطائى بود كه از من سر زد، نفس اماره حق را بر من مشتبه كرد و هوا و هوس بر من چيره شد ...». «١»
آن گاه قرآن به يكى يكى ديگر از شرائط توبه اشاره كرده، مىفرمايد: «سپس به زودى توبه كنند» «ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ».
درباره اين كه منظور از «قريب» (زمان نزديك) چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است:
جمع زيادى آن را به معنى قبل از آشكار شدن نشانههاى مرگ مىگيرند، و آيه بعد را كه مىگويد: پس از ظهور علائم مرگ توبه پذيرفته نمىشود، شاهد بر آن مىدانند، بنابراين تعبير به «قريب» شايد به خاطر اين است كه اصولًا زندگى دنيا هر چه باشد كوتاه و پايان آن نزديك است.
اما بعضى ديگر آن را به معنى زمان نزديك به گناه گرفتهاند، يعنى به زودى از كار خود پشيمان شود و به سوى خدا بازگردد؛ زيرا توبه كامل آن است كه آثار و رسوبات گناه را به طور كلى از روح و جان انسان بشويد، و كمترين اثرى از آن در دل باقى نماند، و اين در صورتى ممكن است كه در فاصله نزديكى قبل از آن كه گناه در وجود انسان ريشه بدواند، و به شكل طبيعت ثانوى در آيد، از آن پشيمان شود، در غير اين صورت غالباً اثرات گناه در زواياى قلب و جان انسانى