تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦
٢- گناه پوستهاى جديد چيست؟
ممكن است بعضى ايراد كنند: آيات فوق مىگويد: هنگامى كه پوست تن بدكاران مىسوزد، ما پوستهاى تازهاى به جاى آن قرار مىدهيم، تا كيفر الهى را بچشند در حالى كه پوستهاى اصلى گناهكارند و مجازات پوستهاى تازه با اصل عدالت سازگار نيست؟
پاسخ:
درست عين همين پرسش را «ابن ابِى العَوجاء» آن مرد مادى معروف معاصر امام صادق عليه السلام از آن حضرت كرد و پس از تلاوت آيه فوق گفت: ما ذَنْبُ الْغَيْرِ: «يعنى گناه آن پوستهاى ديگر چيست»؟
امام عليه السلام پاسخى كوتاه و پر معنى به او داده، فرمود: هِىَ هِىَ وَ هِىَ غَيْرُها: «يعنى پوستهاى نو همان پوستهاى سابق و در عين حال غير آن است»!
«ابن ابى العوجاء» كه مىدانست در اين عبارت كوتاه سرى نهفته شده است، گفت: مَثِّلْ لِى ذلِكَ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ الدُّنيا: «در اين زمينه مثالى براى من بزن»!
امام عليه السلام گفت: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَخَذَ لَبِنَةً فَكَسَرَها، ثُمَّ رَدَّها فِى مَلْبَنِها، فَهِىَ هِىَ، وَ هِىَ غَيْرُها: «اين همانند آن است كه كسى خشتى را بشكند و خرد كند، دو مرتبه آن را در قالب بريزد و به صورت خشت تازهاى درآورد، اين خشت دوم همان خشت اول است و در عين حال خشت نوى مىباشد» (ماده اصلى محفوظ است و تنها صورت آن تغيير كرده است). «١»
از اين روايت استفاده مىشود: پوستهاى جديد از همان مواد پوستهاى پيشين تشكيل مىگردد.