تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
بازگرديد من رسول خدايم» (الِىَّ عِبادَ اللَّهِ الَىَّ عِبادَ اللَّهِ فَانِّى رَسُولُ اللَّهِ).
ولى هيچ يك از شما به سخنان او توجه نداشتيد.
«در اين هنگام غم و اندوه يكى پس از ديگرى به سوى شما رو آورد» «فَأَثابَكُمْ غَمّاً بِغَمٍّ».
اندوه به خاطر شكست، به خاطر از دست دادن جمعى از افسران و سربازان شجاع، به خاطر مجروحان و به خاطر شايعه شهادت پيامبر و واقعيت جراحات او، اينها همه نتيجه آن مخالفتها بود.
هجوم سيل غم و اندوه به سوى شما «براى اين بود كه ديگر به خاطر از دست رفتن غنائم جنگى غمگين نشويد و از جراحاتى كه در ميدان جنگ در راه پيروزى به شما مىرسد نگران نباشيد» «لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ».
«و خدا از اعمال شما آگاه است» «وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ».
و به خوبى وضع اطاعت كنندگان و مجاهدان واقعى و همچنين فراريان را مىداند.
بنابراين، هيچ يك از شما نبايد خود را فريب دهد و چيزى بر خلاف آنچه در ميدان احد واقع شده، ادعا كند اگر به راستى جزء دسته اول هستيد خدا را شكر گوئيد و در غير اين صورت از گناهان خود توبه كنيد.
***
شب بعد از «جنگ احد»، شب دردناك و پر اضطرابى بود مسلمانان پيشبينى مىكردند سربازان فاتح قريش بار ديگر به «مدينه» بازگردند و آخرين مقاومت مسلمانان را در هم بشكنند و شايد جسته گريخته خبر تصميم بتپرستان به بازگشت، نيز به آنها رسيده بود و مسلماً اگر باز مىگشتند