تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧١
٦١ وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً
٦٢ فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفيقاً
٦٣ أُولئِكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما في قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَليغاً
ترجمه:
٦١- و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خداوند نازل كرده، و به سوى پيامبر بيائيد»، منافقان را مىبينى كه از (قبول دعوت) تو، اعراض مىكنند!
٦٢- پس چگونه وقتى به خاطر اعمالشان، گرفتار مصيبتى مىشوند، سپس به سراغ تو مىآيند، سوگند به خدا ياد مىكنند كه منظور ما (از بردن داورى نزد ديگران)، چيزى جز نيكى كردن و توافق (ميان طرفين نزاع،) نبوده است؟!
٦٣- آنها كسانى هستند كه خدا، آنچه را در دل دارند، مىداند. از (مجازات) آنان صرفنظر كن؛ و آنها را اندرز ده؛ و با بيانى رسا، نتايج اعمالشان را به آنها گوشزد نما!
تفسير:
نتيجه داورى طاغوت
به دنبال نهى شديد از مراجعه به طاغوت، و داوران جور، كه در آيه سابق آمد، در اين سه آيه، نتايج اين گونه داورىها و دستاويزهائى كه منافقان براى