تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥
سرانجام پيغمبر صلى الله عليه و آله در جائى سنگر گرفت، و على عليه السلام همچنان از او دفاع مىكرد، تا آن كه طبق نقل بعضى از مورخان بيش از شصت زخم به سر، صورت و بدن او وارد آمد، و در همين موقع بود كه پيك وحى به پيامبر عرضه داشت:
اى محمّد! صلى الله عليه و آله معناى مواسات همين است، پيغمبر فرمود: «على عليه السلام از من است و من از اويم». «١»
و جبرئيل افزود: و من هم از هر دوتاى شما!
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: پيامبر صلى الله عليه و آله پيك وحى را ميان زمين و آسمان مشاهده كرد كه مىگويد: «لا سَيْفَ الَّا ذُوالْفَقارِ وَ لا فَتى الَّا عَلِىٌّ» «٢»
در اين اثنا فريادى برخاست كه: محمّد صلى الله عليه و آله كشته شد!
***
٦- چه كسى با صداى بلند گفت محمّد صلى الله عليه و آله كشته شد؟
بعضى از سيرهنويسان مىگويند: «ابن قمعه»، «مصعب» سرباز اسلامى را به گمان اين كه پيغمبر است با ضربه سختى از پاى در آورده، سپس با صداى بلند فرياد زد: به «لات و عُزّى» سوگند كه محمّد صلى الله عليه و آله كشته شد!
اين شايعه خواه از طرف مسلمانان بوده، يا از طرف دشمن، بى گمان بنفع اسلام و مسلمين بود؛ زيرا دشمن به گمان اين كه محمّد صلى الله عليه و آله كشته شد «احد» را بقصد «مكّه» ترك گفت، و گر نه قشون فاتح قريش كه شديدترين كينه و دشمنى را نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند و بدين قصد هم آمده بودند كه اين دفعه از او انتقام بگيرند بدون كشتن آن حضرت احد را ترك نمىكردند.
نيروى پنج هزار نفرى قريش حتى نخواست پس از پيروزى در ميدان جنگ