تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
٣- مثال براى تقريب به ذهن
براى اين موضوع مىتوان مثالى ذكر كرد:
فرض كنيد فرستنده نيرومندى در يك نقطه زمين وجود داشته باشد كه به كمك ماهوارههاى فضائى امواج آن به سراسر زمين پخش شود و به وسيله آن نغمه دلانگيز تلاوت قرآن با صدائى فوق العاده دلنشين و روحپرور در همه جا پخش گردد.
و در نقطه ديگرى از زمين فرستنده ديگرى با همان قدرت وجود داشته باشد كه صدائى فوق العاده گوش خراش و ناراحت كننده روى امواج ديگرى در همه جا پراكنده شود.
هنگامى كه ما در يك مجلس عادى نشستهايم، صداى گفتگوى اطرافيان خود را مىشنويم، اما از آن دو دسته امواج «روح پرور» و «آزار دهنده» كه در درون محيط ما است و همه جا را پر كرده است هيچ خبرى نداريم.
ولى اگر دستگاه گيرندهاى مىداشتيم كه موج آن با يكى از اين دو فرستنده تطبيق مىكرد فوراً در برابر ما آشكار مىشدند، گر چه دستگاه شنوائى ما در حال عادى از درك آنها عاجز است.
اين مثال گرچه از جهاتى رسا نيست ولى براى مجسم ساختن چگونگى وجود بهشت و دوزخ در باطن اين جهان مؤثر به نظر مىرسد.
ديگر اين كه: عالم آخرت و بهشت و دوزخ، محيط بر اين عالم است، و به- اصطلاح اين جهان در شكم و درون آن جهان قرار گرفته، درست همانند عالم جنين كه در درون عالم دنيا است؛ زيرا مىدانيم عالم جنين براى خود عالم مستقلى است، اما جداى از اين عالمى كه ما در آن هستيم نيست، بلكه در درون آن واقع شده است، عالم دنيا نيز نسبت به عالم آخرت، همين حال را دارد، يعنى