تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٧
فاقد ارزش و اعتبار است:
١- آنها (يهود) از نظر موقعيت اجتماعى، آن ارزش را ندارند كه بتوانند بين افراد قضاوت و حكومت كنند و هرگز مردم حق حكومت و قضاوت در ميان خود را به آنها واگذار نكردهاند تا آنها بتوانند دست به چنين كارى بزنند، لذا مىفرمايد: «آيا آنها سهميهاى از حكومت دارند تا بتوانند داورى كنند»؟ «أَمْ لَهُمْ نَصيبٌ مِنَ الْمُلْكِ».
به علاوه، آنها هيچ گاه شايستگى حكومت مادى و معنوى بر مردم را ندارند، زيرا آنچنان روح انحصارطلبى بر آنان چيره شده كه: «اگر چنان موقعيتى را پيدا كنند به هيچ كس، هيچ حقى، نخواهند داد» «فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقيراً» «١» و همه امتيازات را دربست به خودشان تخصيص مىدهند!
بنابراين، با توجه به اين كه قضاوت يهود از چنين روحيهاى سرچشمه گرفته كه همواره حق را به خود يا به كسانى مىدهند كه در مسير منافع آنها باشند، مسلمانان هرگز نبايد از اين گونه سخنان، نگرانى به خود راه دهند.
***
٢- اين گونه قضاوتهاى نادرست از حسادت آنها نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندانش سرچشمه مىگيرد، و به همين دليل بى ارزش است.
آنها بر اثر ظلم و ستم و كفران نعمت، مقام نبوت و حكومت را از دست دادند، و به همين جهت، مايل نيستند اين موقعيت الهى به دست هيچ كس سپرده شود، لذا نسبت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و خاندانش كه مشمول اين موهبت الهى