تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
پيغمبر صلى الله عليه و آله شخصاً فرماندهى لشكر را بر عهده داشت، و قبل از آن كه از «مدينه» خارج شوند دستور داد: سه پرچم ترتيب دهند، يكى را به مهاجران و دو تا را به انصار اختصاص داد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فاصله ميان مدينه و احد را پياده پيمود، و در طول راه از صفوف لشكر سان مىديد و به دست خود صفوف لشكر را مرتب و منظم مىساخت، تا در يك صف راست و مستقيم حركت كنند.
مورخ معروف «حلبى» در كتاب خود مىنويسد: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله هنوز به احد نرسيده بود كه ضمن بازديد از لشكر، گروهى را در ميان آنها ديد كه هرگز نديده بود، پرسيد: اينها كيستند؟
عرض كردند: عدهاى از يهودند كه با «عبداللَّه ابن أبَىّ» هم پيمان بودهاند، و بدين مناسبت به يارى مسلمانان آمدهاند، حضرت تأملى كرد و فرمود:
«براى جنگ با مشركان از مشركان نتوان يارى گرفت، مگر اين كه مسلمان شوند».
يهود اين پيشنهاد را قبول نكردند، و همگى به «مدينه» باز گشتند، و به اين ترتيب از قواى يك هزار نفرى پيامبر صلى الله عليه و آله سيصد تن كم شد. «١»
ولى مفسران نوشتهاند: چون با پيشنهاد «عبداللَّه ابن أبَىّ» موافقت نشد، او در اثناى راه از همراهى پيامبر خوددارى نمود، و با جمعى كه تعدادشان بالغ بر سيصد نفر بود به «مدينه» بازگشتند.
به هر حال، پيامبر صلى الله عليه و آله پس از تصفيه لازم، با قواى خود كه هفتصد نفر بودند به پاى كوه احد رسيد، بعد از اداى نماز صبح صفوف مسلمانان را آراست.
«عبداللَّه ابن جبير» را با پنجاه نفر از تيراندازان ماهر، مأمور ساخت در