تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
سرباز مىزدند.
قرآن به پيامبر مىفرمايد: در پاسخ اين بهانهجوئىها به آنها «بگو: گروهى از پيامبران بنى اسرائيل پيش از من آمدند و نشانههاى روشنى با خود آوردند و حتى چنين قربانى براى شما آوردند، اگر راست مىگوئيد چرا به آنها ايمان نياورديد و چرا آنها را كشتيد» «قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ».
اشاره به زكريا و يحيى و جمع ديگرى از پيامبران بنى اسرائيل است كه به دست خود آنان به قتل رسيدند.
بعضى از مفسران اخير (مانند نويسنده تفسير «المنار») احتمال ديگرى درباره مسأله قربانى داده است كه خلاصه آن اين است:
منظور آنها اين نبوده كه حيوانى ذبح شود و آتشى به طرز اعجازآميز از آسمان فرود آيد و آن را بسوزاند، بلكه منظور اين بوده كه در دستورات مذهبى آنها يك نوع قربانى به نام قربانى سوختنى بوده، حيوانى را سر مىبريدند و با مراسم مخصوصى آن را آتش مىزدند، كه شرح اين مراسم در فصل اول سفر لاويان از تورات آمده است.
آنها مدعى بودند: خدا با ما عهد كرده اين دستور «قربانى سوختنى» در هر آئين آسمانى خواهد بود، و چون در آئين اسلام نيست ما به تو ايمان نمىآوريم! «١»
ولى اين احتمال در تفسير آيه، بسيار بعيد است؛ زيرا:
اولًا- اين جمله در آيه فوق عطف بر «بيّنات» شده كه گواهى مىدهد منظور از آن يك كار اعجازآميز است كه با اين تفسير تطبيق نمىكند.
ثانياً- كشتن يك حيوان و سپس سوزاندن آن يك عمل خرافى است و