تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٣
در اينجا بايد به دو نكته توجه داشت:
نخست اين كه: منظور از مصيبتى كه دامنگير آنها مىشود چيست؟
بعيد نيست منظور از آن نابسامانىها، بدبختىها و مصيبتهائى باشد، كه بر اثر داورى طاغوت دامنگير آنها مىشود؛ زيرا جاى ترديد نيست كه اگر بر اثر داورى افراد ناصالح و ستمگر، منفعت آنى عائد يكى از طرفين دعوى شود، چيزى نمىگذرد كه ادامه اين داورىها باعث توسعه ظلم و فساد، هرج و مرج، و از هم پاشيدن سازمان اجتماع مىگردد، بنابراين چنين افرادى به زودى نتايج كار خود را خواهند ديد و از كرده خود پشيمان مىشوند.
بعضى از مفسران احتمال دادهاند: منظور از «مصيبت» همان رسوائى منافقان در ميان جمعيت و يا مصائبى باشد كه به فرمان خدا، دامن آنها را مىگيرد (همانند بلاها و شكستهاى غير منتظره).
نكته ديگر اين كه: آيا منظور منافقان از كلمه احسان و نيكى، احسان به طرفين دعوى بوده، و يا نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله؟
ممكن است منظورشان هر دو باشد، آنها بهانههاى مضحكى براى ارجاع داورى به بيگانگان درست كرده بودند، از جمله اين كه مىگفتند:
آوردن داورى به نزد پيغمبر صلى الله عليه و آله دون شأن او است!؛ زيرا غالباً طرفين دعوى جار و جنجال به راه مىاندازند و اين با مقام پيامبر صلى الله عليه و آله سازگار نيست!.
به علاوه، قضاوت و داورى هميشه به زيان يك طرف تمام مىشود، و طبعاً دشمن تراش است، گويا آنها با چنين بهانههائى مىخواستند خود را تبرئه كنند كه منظور ما خدمت به پيامبر صلى الله عليه و آله و طرفين دعوى بوده است.
و يا اين كه اصولًا نظر ما داورى نبوده، بلكه نظر ما آشتى دادن و ايجاد توفيق و توافق در ميان طرفين نزاع بوده است.
***