تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥
خود احتمال دروغ بودن وعدههاى پيامبر را مىدادند» «يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ».
و به يكديگر و يا به خويشتن مىگفتند: «آيا ممكن است با اين وضع دلخراشى كه مىبينيم چيزى از پيروزى نصيب ما بشود»؟ «يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ».
يعنى بسيار بعيد و يا غير ممكن است.
قرآن در جواب آنها مىگويد: «بگو: آرى پيروزى به دست خدا است» «قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ».
و اگر او بخواهد و شما را شايسته ببيند نصيب شما خواهد كرد.
«آنها حاضر نبودند همه آنچه را در دل داشتند اظهار كنند زيرا مىترسيدند در صف كافران قرار گيرند» «يُخْفُونَ في أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ».
گويا آنها چنين مىپنداشتند: شكست احد نشانه نادرست بودن آئين اسلام است و لذا مىگفتند: «اگر ما بر حق بوديم و سهمى از پيروزى داشتيم در اينجا اين همه كشته نمىداديم» «يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا».
خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مىكند:
نخست اين كه: تصور نكنيد كسى با فرار از ميدان جنگ و از حوادث سختى كه بايد به استقبال آن بشتابد مىتواند از مرگ فرار كند، لذا مىفرمايد: «بگو: اگر در خانههاى خود هم بوديد آنهائى كه كشته شدن بر آنها مقرر شده، قطعاً به سوى آرامگاههاى خود بيرون مىآمدند» «قُلْ لَوْ كُنْتُمْ في بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ».
چنين نيست كه اگر افراد در ميدان جنگ شركت نكنند باقى بمانند، خير، بسته به اين است كه اجل آنها رسيده باشد يا خير.