تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
٧ لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضاً
ترجمه:
٧- براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مىگذارند، سهمى است؛ و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مىگذارند، سهمى؛ خواه آن مال، كم باشد يا زياد؛ اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى.
شأن نزول:
در عصر جاهليت عرب، رسم چنين بود كه تنها مردان را وارث مىشناختند و معتقد بودند: آن كس كه قدرت حمل سلاح و جنگ و دفاع از حريم زندگى و احياناً غارتگرى ندارد، ارث به او نمىرسد.
به همين دليل، زنان و كودكان را از ارث محروم مىساختند، و ثروت ميت را در ميان مردان دورتر قسمت مىكردند.
تا اين كه يكى از انصار به نام «اوس بن ثابت» از دنيا رفت، دختران و پسران خردسالى را بر جاى گذارد، عموزادههاى او به نام «خالد» و «عرفطه» اموال او را ميان خود تقسيم كردند، و به همسر و فرزندان خردسال او چيزى ندادند.
همسر او به پيامبر صلى الله عليه و آله شكايت كرد، و تا آن زمان حكمى در زمينه ارث بستگان در اسلام نازل نشده بود، آيه فوق نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن دو نفر را خواست و به آنها دستور داد: در اموال مزبور، هيچ گونه دخالت نكنند و آن را