تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٢
توجيه كار خود به آن متشبث مىشدند، مورد بررسى قرار گرفته است.
در آيه نخست مىفرمايد: اين گونه مسلماننماها نه تنها براى داورى به سراغ طاغوت مىروند بلكه هنگامى كه به آنها تذكر داده مىشود كه به سوى حكم خدا بيائيد و داورى پيامبر صلى الله عليه و آله را بپذيريد، مقاومت به خرج داده و از قبول دعوت تو اعراض و امتناع مىورزند و با اصرار روى اين كار مىايستند، مىفرمايد: «هنگامى كه به آنها گفته مىشود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بيائيد، منافقان را مىبينى كه از قبول دعوت تو اعراض مىكنند» «وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْت الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً».
در حقيقت، قرآن مىگويد: مراجعه آنها به طاغوت يك اشتباه زودگذر نبوده كه با يادآورى اصلاح گردد، بلكه مقاومت و اصرار آنها در اين كار نشان دهنده روح نفاق و ضعف ايمان آنها است، و گر نه با دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله بيدار مىشدند، و به اشتباه خود معترف مىگشتند.
***
و در آيه بعد، اين حقيقت را بيان مىكند كه: همين افراد منافق هنگامى كه در نتيجه اعمالشان گرفتار مصيبتى مىشوند، و در بنبست قرار مىگيرند، به حكم اجبار به سوى تو مىآيند، لذا مىفرمايد:
«پس چگونه وقتى به خاطر اعمالشان گرفتار مصيبتى مىشوند، به سراغ تو مىآيند» «فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ».
و در اين موقع «سوگند ياد مىكنند كه منظور و هدف ما از بردن داورى به نزد ديگران جز نيكى كردن و ايجاد توافق در ميان طرفين دعوا نبوده است» «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفيقاً».