تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
نه از جنس فرشتگان و مانند آنها، تا احتياجات و نيازمندىهاى بشر را دقيقاً درك كنند و دردها و مشكلات و مصائب و مسائل زندگى آنها را لمس نمايد و با توجه به آن به تربيت آنها اقدام كند.
به علاوه مهمترين قسمت برنامه تربيتى انبياء، تبليغات عملى آنها است به اين معنى كه اعمال آنها بهترين سرمشق و وسيله تربيت است؛ زيرا با «زبان عمل»، بهتر از هر زبانى مىتوان تبليغ كرد و اين در صورتى امكانپذير است كه تبليغ كننده از جنس تبليغ شونده باشد، با همان خصائص جسمى و با همان غرائز و ساختمان روحى.
اگر پيامبران مثلًا از جنس فرشتگان بودند، اين سؤال براى مردم باقى مىماند كه اگر آنها گناه نمىكنند آيا به خاطر اين نيست كه شهوت و غضب و نيازها و غرائز گوناگون بشرى ندارند؟
به اين ترتيب، برنامه تبليغات عملى آنها تعطيل مىشد، لذا پيامبران از جنس بشر انتخاب شدند با همان نيازها و غرائز تا بتوانند سرمشقى براى همگان باشند.
سپس مىگويد: اين پيامبر صلى الله عليه و آله سه برنامه مهم را درباره آنها اجرا مىكند:
«آيات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد» «يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ».
بنابراين، وظيفه نخست، خواندن آيات پروردگار بر آنها و آشنا ساختن گوشها و افكار با اين آيات است.
و ديگر تعليم، يعنى وارد ساختن اين حقايق در درون جان آنها و به دنبال آن، تزكيه نفوس و تربيت ملكات اخلاقى و انسانى.
از آنجا كه هدف اصلى و نهائى تربيت است، در آيه، قبل از تعليم ذكر شده، در حالى كه از نظر تربيت طبيعى، تعليم بر تربيت مقدم است.