تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧
جمعيتى كه از حقايق انسانى به كلى دورند، به آسانى تحت تربيت قرار نمىگيرند بلكه بايد مدتى گوشهاى آنها را با سخنان الهى آشنا ساخت و وحشتى را كه قبلًا از آن داشتند از آنها دور كرد، سپس وارد مرحله تعليم اصولى شد و به دنبال آن محصول تربيتى آن را گرفت.
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه منظور از تزكيه، پاك ساختن آنها از پليدىهاى شرك، عقائد باطل، خرافى و خوهاى زشت حيوانى بوده؛ زيرا مادام كه نهاد آدمى از اين آلودگىها پاك نشود، ممكن نيست آماده تعليم كتاب الهى و حكمت و دانش واقعى شود، همان طور كه اگر لوحى را از نقوش زشت، پاك نكنى هرگز آماده پذيرش نقوش زيبا نخواهد شد و به همين جهت تزكيه در آيه فوق بر تعليم كتاب و حكمت يعنى معارف بلند و عالى اسلامى، مقدم شده است.
اهميت يك نعمت بزرگ آن گاه روشن مىشود كه زمان برخوردارى از آن را با زمانهاى قبل مقايسه كنيم و فاصله آن دو را بيابيم، قرآن در جمله فوق مىگويد: «هر چند درست است كه آنها پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند» «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبين».
يعنى نگاهى به دوران قبل از اسلام بكنيد و ببينيد در چه حال و روزى بوديد و از كجا به كجا رسيديد.
جالب توجه اين كه: قرآن از وضع دوران جاهليت به ضَلالٍ مُبِيْنٍ: «گمراهى آشكار» تعبير كرده است؛ زيرا: ضلال و گمراهى انواع و اقسامى دارد، بعضى از وسائل گمراهى طورى است كه انسان به آسانى نمىتواند باطل بودن آنها را بفهمد و گاهى چنان است كه هر كس مختصر عقل و شعورى داشته باشد، فورى پى به آن مىبرد.