تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠
اما نه بسان توريستهاى هوسران و هوسباز امروز، بلكه براى تحقيق و بررسى آثار و سرنوشت پيشينيان و مشاهده آثار عظمت خداوند در نقاط مختلف جهان، و اين همان چيزى است كه قرآن نام آن را «سير فى الارض» گذارده و طى آيات متعددى به آن دستور داده است از جمله:
١- قُلْ سيرُوا فِي الأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمين: «بگو: برويد در روى زمين گردش كنيد سپس بنگريد عاقبت و سرانجام گناهكاران چگونه بوده است». «١»
٢- قُلْ سيرُوا فِي الأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ: «بگو: در زمين سير كنيد و بنگريد خداوند چگونه آفرينش را به وجود آورده است». «٢»
٣- أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها: «آيا آنان در زمين سير نكردند، تا دلهائى داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند»؟ «٣» و آيات ديگر. «٤»
اين آيه مىگويد: اين جهانگردى معنوى و سير در ارض، قلب انسان را دانا، چشم انسان را بينا و گوش او را شنوا مىگرداند، و از خمودى و جمود، رهائى مىبخشد.
متأسفانه از طرف مسلمانان به اين دستور زنده اسلامى نيز مانند بسيارى از دستورات فراموش شده ديگر، توجهى نمىشود، حتى جمعى از علماء و دانشمندان اسلامى گويا در محيط فكر خود، زمان و مكان را متوقف ساخته، و در عالمى غير از اين عالم زندگى مىكنند، از تحولات اجتماعى دنيا بىخبرند و