تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤
عمر خود را نصيب افراد مورد علاقه خويش مىبيند، در هر سن و شرائطى كه باشد به كار تشويق مىگردد و وقفه و ركودى در فعاليتهاى او ايجاد نمىشود.
چنان كه اشاره كرديم، قانون ارث در پارهاى از كشورها لغو شد و اموال كسانى كه از دنيا مىرفتند، در اختيار دولت قرار گرفت، ولى به زودى آثار منفى اين قانون در محيط اقتصادى آن كشور، به صورت يك ركود آشكار گشت و به همين دليل ناچار قانون مذكور را لغو كردند.
د- قانون ارث اسلامى از تراكم ثروت جلوگيرى مىكند؛ زيرا در اين نظام بعد از هر نسل، ثروت به طور عادلانه در ميان افراد متعددى تقسيم مىگردد، و از اين راه به توزيع عادلانه ثروت كمك مىكند.
قابل توجه اين كه: اين تقسيم همانند پارهاى از اشكال تقسيم ثروت- كه در دنياى امروز وجود دارد و غالباً با ناراحتىهاى اجتماعى همراه است- نمىباشد و طورى است كه همه با آغوش باز آن را مىپذيرند.
ه- قانون ارث اسلامى، تنها بر اساس چگونگى ارتباط متوفى تنظيم نشده، بلكه نياز واقعى وارثان نيز در نظر گرفته شده است، مثلًا:
اگر مىبينيم ارث پسران در ظاهر دو برابر دختران و يا ارث پدر در پارهاى از موارد بيش از ارث مادر است، به خاطر اين است كه: مردان در قوانين اسلامى مسئوليتهاى مالى فراوانى دارند و هزينه زندگى زنان بر دوش آنها است، لذا نياز مالى آنها بيش از زنان مىباشد.
***
٢- «عول» و «تعصيب» چيست؟
در كتاب ارث اسلامى به دو بحث مهم برخورد مىكنيم كه درباره مسأله «عول» و «تعصيب» سخن مىگويد، سرچشمه اين بحث از آنجا شروع مىشود