تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥
بيايد و آن را بسوزاند، اگر تو نيز چنين كنى ما به تو ايمان خواهيم آورد.
آيات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت. «١»
تفسير:
بهانهجوئى يهود
يهود، براى اين كه از قبول اسلام، سر باز زند، بهانههاى عجيبى مىآورد، از جمله همان است كه در آيه فوق، به آن اشاره شده، آنها مىگفتند: «اينها همان كسانى هستند كه مىگفتند: خداوند از ما پيمان گرفته به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم، تا براى ما قربانى بياورد كه آتش، آن را بخورد» «الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ».
مفسران گفتهاند: يهود ادعا مىكرد پيامبران الهى براى اثبات حقانيت خود بايد حتماً داراى اين معجزه مخصوص باشند، حيوانى را قربانى كنند و به وسيله صاعقه آسمانى در برابر مردم سوخته شود.
اگر به راستى يهود، اين كار را به عنوان يك معجزه مىخواستند، نه لجاجت و بهانهجوئى، مطلبى بود، ولى تاريخ گذشته آنها و همچنين برخوردهاى مختلفى كه با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داشتند، اين حقيقت را به خوبى اثبات مىكرد كه منظور آنها هرگز، تحقيق حق نبود، بلكه آنها هر روز براى فرار از پذيرش اسلام، در برابر فشار محيط و استدلالات روشن قرآن، پيشنهاد جديدى مىكردند و اگر هم انجام مىشد باز ايمان نمىآوردند، به دليل اين كه آنها در كتابهاى خود تمام نشانههاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را خوانده بودند و با اين حال از قبول حق،