تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٧
نخست اين كه: «صورتهائى را به كلى محو كرده (و تمام اعضائى كه به وسيله آن حقايق درك مىشوند را از ميان برده) سپس آنها را به پشت سر بازگردانيم» «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها». «١»
شايد نياز به يادآورى نداشته باشد كه منظور از اين جمله، از كار افتادن عقل، هوش، چشم و گوش آنها از نظر عدم درك واقعيات زندگى و انحراف از صراط مستقيم است، چنان كه در حديثى از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود: «منظور از آن محو كردن وجوه آنها در مسير هدايت و بازگرداندن آنها به عقب در مسير گمراهى و ضلالت است». «٢»
توضيح اين كه: اهل كتاب، مخصوصاً يهود، هنگامى كه با آن همه نشانههاى روشن در برابر حق تسليم نشدند، و آگاهانه به لجاجت و عناد برخاستند، و در صحنههاى مختلف اين خلافگوئى و خلافكارى آگاهانه را تكرار كردند، اين حالت تدريجاً به صورت يك طبيعت ثانوى براى آنها شد، گوئى به كلى افكارشان مسخ و چشم و گوششان كور و كر شد.
چنين كسانى به جاى اين كه در زندگى به پيش بروند به قهقرا و عقب باز مىگردند و اين است جزاى آنهائى كه حق را دانسته انكار مىكنند.
اين در حقيقت شبيه همان چيزى است كه در آغاز سوره «بقره» آيه ٦ به آن اشاره شده است.
بنابراين، منظور از «طمس و محو و بازگرداندن به عقب» در آيه فوق، همان محو فكرى و روحى و عقب گرد معنوى است.