تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١
افراد مختلف در اجتماع سپرده مىشود، و همه موظفند در حفظ اين امانات و تسليم كردن آن به صاحبان اصلى آن بكوشند، و به هيچ وجه در اين امانتها خيانت نشود.
از طرفى هميشه در اجتماعات، برخوردها، تضادها و اصطكاك منافع وجود دارد كه بايد با حكومت عادلانه، حلّ و فصل شود تا هر گونه تبعيض و امتياز نابه جا و ظلم و ستم از جامعه برچيده شود.
همان طور كه در بالا گفته شد، امانت منحصر به اموالى كه مردم به يكديگر مىسپارند نيست، بلكه دانشمندان نيز در جامعه، امانتدارانى هستند كه موظفند حقايق را كتمان نكنند، حتى فرزندان انسان امانتهاى الهى هستند كه اگر در تعليم و تربيت آنان كوتاهى شود، خيانت در امانت شده، و از آن بالاتر وجود و هستى خود انسان و تمام نيروهائى كه خدا به او داده است، امانت پروردگارند كه انسان موظف است در حفظ آنها بكوشد، در حفظ سلامت جسم و سلامت روح و نيروى سرشار جوانى و فكر و انديشه كوتاهى نكند.
لذا نمىتواند دست به انتحار و يا ضرر به خويشتن بزند، حتى از بعضى از احاديث اسلامى استفاده مىشود: علوم و اسرار و ودايع امامت كه هر امامى بايد به امام بعد بسپارد، در آيه فوق داخل است. «١»
قابل توجه اين كه: در آيه فوق، مسأله «اداى امانت»، بر «عدالت»، مقدم داشته شده، اين موضوع شايد به خاطر آن است كه مسأله عدالت در داورى، هميشه در برابر خيانت لازم مىشود؛ زيرا اصل و اساس اين است كه همه مردم امين باشند، ولى اگر فرد يا افرادى از اين اصل منحرف شوند نوبت به عدالت