تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢
است» «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ».
گاه به طور نا خودآگاه سخنانى بر زبان مىآورند، كه مىتوان گفت همانند جرقهايست از آتش پنهانى دلهاى آنها، و مىتوانيد از آن، به ضمير باطن آنان پىببريد.
اين آيه حقيقتى را بيان مىكند كه امير مؤمنان عليه السلام در سخنان خود توضيح فرموده است، آنجا كه مىفرمايد: ما أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً الَّا ظَهَرَ فِى فَلَتاتِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجْهِهِ: «هيچ كس در ضمير باطن، رازى را پنهان نمىدارد، مگر اين كه از رنگ چهره و لابلاى سخنان پراكنده و خالى از توجه او آشكار مىشود». «١»
خلاصه اين كه: خداوند بدين وسيله طريقه شناسائى باطن دشمنان را نشان داده، و از ضمير باطن و راز درونيشان خبر مىدهد، و مىافزايد: «آنچه از عداوت و دشمنى در دل خود پنهان كردهاند، بمراتب از آنچه بر زبان مىآورند بزرگتر است» «وَ ما تُخْفي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ».
سپس اضافه نموده: «ما براى شما اين آيات را بيان كرديم، اگر در آن تدبر كنيد» «قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآْياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ».
به وسيله آن مىتوانيد دوست خود را از دشمن خويش تميز دهيد، و راه نجات از شرّ دشمنان را پيدا كنيد.
***
در آيه بعد مىفرمايد: «شما اى جمعيت مسلمانان! آنان را روى خويشاوندى و يا همجوارى و يا به علل ديگر دوست مىداريد، غافل از اين كه آنها شما را دوست نمىدارند، در حالى كه شما به تمام كتابهائى كه از طرف خداوند نازل شده (اعم از كتاب خودتان و كتابهاى آسمانى آنها) ايمان داريد»