تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨
است.
بعضى معتقدند: تفاوت «مسكنت» با «ذلت» اين است كه: «ذلت» جنبه تحميلى از طرف ديگران دارد در حالى كه «مسكنت» حالت «خود كمبينى درونى» خود شخص را مىرساند.
به اين ترتيب، جمله فوق مىگويد: يهود بر اثر خلافكارىها نخست از طرف ديگران مطرود شدند و به خشم خداوند گرفتار آمدند و سپس تدريجاً اين موضوع به صورت يك صفت ذاتى در آمد به طورى كه با تمام امكاناتى كه دارند باز در خود يك نوع احساس حقارت مىكنند، و به همين دليل، در ذيل اين جمله در آيه استثنائى ديده نمىشود.
در پايان آيه، دليل اين سرنوشت شوم يهود را بيان كرده، مىفرمايد: اگر آنها به چنين سرنوشتى گرفتار شدند، نه به خاطر نژاد و يا خصوصيات ديگر آنها است، بلكه به خاطر اعمالى است كه مرتكب مىشدند، زيرا:
اولًا- «آيات خدا را انكار مىكردند» «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ».
ثانياً- اصرار در كشتن رهبران الهى و پيشوايان خلق و نجات دهندگان بشر، يعنى انبياى الهى داشتند و «پيامبران را به ناحق مىكشتند» «وَ يَقْتُلُونَ الأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ».
و ثالثاً- آلوده انواع گناهان مخصوصاً ظلم و ستم و تعدى به حقوق ديگران و تجاوز به منافع ساير مردم بودند، و اگر چنين ذليل شدند «به خاطر آن است كه گناه مىكنند و به حقوق ديگران تجاوز مىنمايند» «ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ».
و مسلماً هر قوم و ملتى داراى چنين اعمالى باشند سرنوشتى مشابه آنها