تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
گرچه درباره اين دو تعبير: «حَبلٌ مِنَ اللَّهِ» و «حَبْلٌ مِنَ النَّاسِ» مفسران احتمالات متعددى دادهاند اما آنچه گفته شد با معنى آيه از همه سازگارتر است؛ زيرا هنگامى كه «حَبْلٌ مِنَ اللَّهِ» (ارتباط با خدا) در برابر «حَبْلٌ مِنَ النَّاسِ» (ارتباط با مردم) قرار گيرد، معلوم مىشود منظور از آنها دو معنى متفاوت است، نه اين كه يكى از آنها به معنى ايمان آوردن و دومى به معنى امان و ذمه از طرف مسلمين باشد.
بنابراين خلاصه مفهوم آيه چنين مىشود:
يا بايد در برنامه زندگى خود تجديد نظر كنند، و به سوى خدا بازگردند و خاطرهاى كه از شيطنت و نفاق و كينهتوزى، از خود در افكار دارند بشويند.
و يا از طريق وابستگى به اين و آن، به زندگى نفاق آلود خود ادامه دهند.
سپس قرآن به ذلتى كه يهود بدان گرفتار شده اشاره كرده، مىفرمايد: «و در خشم خدا مسكن گزيدهاند، و مهر بيچارگى بر آنها زده شده» «وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ».
«باءُوا» در اصل به معنى «مراجعت كردند، و منزل گرفتند» مىباشد، و در اينجا كنايه از استحقاق پيدا كردن است، يعنى قوم يهود بر اثر خلافكارى خود، مستحق مجازات الهى شدند و خشم پروردگار را همچون منزل و مكانى براى خود انتخاب كردند.
«مسكنت» به معنى بيچارگى است، مخصوصاً بيچارگى شديد كه راه نجات از آن مشكل باشد، و در اصل از ماده «سكونت» گرفته شده؛ زيرا افراد مسكين كسانى هستند كه بر اثر ضعف و نياز، قادر بر حركت و جنبشى از خود نمىباشند.
ضمناً بايد توجه داشت «مسكين» تنها به معنى نيازمند از نظر مال و ثروت نيست، بلكه هر نوع بيچارگى آميخته با ضعف و ناتوانى در مفهوم آن داخل