تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٠
رفيقهاى خوبى هستند» «مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً».
بنابراين، گروههاى چهارگانه عبارتند از:
١- «انبياء» و فرستادگان مخصوص پروردگار كه نخستين گام را براى هدايت و رهبرى مردم و دعوت به صراط مستقيم برمىدارند (مِنَ النَّبِيِّينَ).
٢- «راستگويان»، كسانى كه هم در سخن راست مىگويند و هم با عمل و كردار صدق گفتار خود را اثبات مىكنند و نشان مىدهند كه مدعى ايمان نيستند، بلكه به راستى به فرمانهاى الهى ايمان دارند (وَ الصِّدِّيقينَ).
از اين تعبير روشن مىشود: بعد از مقام نبوت، مقامى بالاتر از مقام صدق و راستى نيست، نه تنها راستى در گفتار، كه راستى در عمل و كردار كه شامل امانت و اخلاص نيز مىگردد؛ زيرا «امانت» همان صداقت در عمل است، همان طور كه «راستگوئى» امانت در گفتار است.
و در مقابل آن، هيچ صفت زشتى بعد از كفر بدتر از «دروغ و نفاق و خيانت» در سخن و عمل نيست (بايد توجه داشت: «صِدِّيق» صيغه مبالغه است و به معنى كسى است كه سر تا پا راستى و درستى است).
در بعضى از روايات «صدّيق» به على عليه السلام و امامان اهل بيت عليهم السلام تفسير شده است «١» و همان طور كه بارها گفتهايم، اين گونه تفسيرها بيان مصداق روشن و عالى آيات است و معنى انحصار را نمىرساند.
٣- «شهداء» و كشتهشدگان در راه هدف و عقيده پاك الهى، و يا افراد برجسته اى كه روز قيامت شاهد و گواه اعمال انسانها هستند (وَ الشُّهَداءِ). «٢»