تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦
در نقطه خاصى محدود نمىشود، بلكه هر چه باشد، همانند آتشى ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند، عقلى بودن اين دو وظيفه مشخص مىشود.
به عبارت ديگر: در اجتماع چيزى به عنوان «ضرر فردى» وجود ندارد، و هر زيان فردى امكان اين را دارد كه به صورت يك «زيان اجتماعى» در آيد، و به همين دليل، منطق عقل به افراد اجتماع اجازه مىدهد كه در پاك نگه داشتن محيط زيست خود از هر گونه تلاش و كوششى خود دارى نكنند.
اتفاقاً در بعضى از احاديث به اين موضوع اشاره شده است. از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل شده: «يك فرد گنهكار، در ميان مردم همانند كسى است كه با جمعى سوار كشتى شود، و به هنگامى كه در وسط دريا قرار گيرد كلنگى برداشته و به سوراخ كردن موضعى كه در آن نشسته است بپردازد، و هر گاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد: من در سهم خود تصرف مىكنم!.
اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند، طولى نمىكشد كه آب دريا به داخل كشتى نفوذ كرده و يكباره همگى در دريا غرق مىشوند». «١»
پيامبر صلى الله عليه و آله با اين مثال جالب، منطقى بودن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر را مجسم ساخته، و حق نظارت فرد بر اجتماع را يك حق طبيعى كه ناشى از پيوند سرنوشتهاست، مىدانند.
***
٤- اهميت امر به معروف و نهى از منكر
علاوه بر آيات فراوان قرآن مجيد احاديث زيادى در منابع معتبر اسلامى نيز درباره اهميت اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى وارد شده است كه در آنها به