تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨
و اما تفسير دوم نيز با اطلاق آيه شريفه سازگار نيست؛ زيرا آيه اطاعت اولوا الامر را بدون قيد و شرط، لازم و واجب شمرده است.
تفسير سوم يعنى تفسير اولوا الامر به علما و دانشمندان عادل و آگاه از كتاب و سنت نيز با اطلاق آيه سازگار نيست؛ زيرا پيروى از علما و دانشمندان، شرائطى دارد از جمله اين كه: گفتار آنها بر خلاف كتاب و سنت نباشد.
بنابراين، اگر آنها مرتكب اشتباهى شوند (چون معصوم نيستند و اشتباه مىكنند) و يا به هر علت ديگر از حق منحرف شوند، اطاعت آنها لازم نيست، در صورتى كه آيه، اطاعت اولوا الامر را به طور مطلق، همانند اطاعت پيامبر صلى الله عليه و آله، لازم شمرده است.
به علاوه، اطاعت از دانشمندان در احكامى است كه از كتاب و سنت استفاده كردهاند بنابراين چيزى جز اطاعت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله نخواهد بود، و نيازى به ذكر ندارد.
تفسير چهارم (منحصر ساختن به خلفاى چهارگانه نخستين) مفهومش اين است كه امروز مصداقى براى اولوا الامر در ميان مسلمانان وجود نداشته باشد، به علاوه، هيچگونه دليلى براى اين تخصيص در دست نيست.
تفسير پنجم و ششم يعنى اختصاص دادن به صحابه و يا فرماندهان لشكر نيز همين اشكال را دارد، يعنى هيچگونه دليلى بر اين تخصيص نيز در دست نيست.
جمعى از مفسران اهل تسنن مانند «محمّد عبده» دانشمند معروف مصرى به پيروى از بعضى از كلمات مفسر معروف «فخر رازى» خواستهاند، احتمال دوم (اولوا الامر همه نمايندگان طبقات مختلف جامعه اسلامى اعم از علماء، حكام و نمايندگان طبقات ديگر) را با چند قيد و شرط بپذيرند، از جمله اين كه: