تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٥
در مرحله بعد، فرمان به پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد، مىفرمايد: «و از رسول خدا اطاعت نمائيد» «وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ».
پيامبرى كه معصوم است و هرگز از روى هوا و هوس، سخن نمىگويد.
پيامبرى كه نماينده خدا در ميان مردم است و سخن او سخن خدا است، و اين منصب و موقعيت را خداوند به او داده است.
بنابراين، اطاعت از خداوند، مقتضاى خالقيت و حاكميت ذات او است، ولى اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله مولود فرمان پروردگار است و به تعبير ديگر: خداوند واجب الاطاعة بالذات است، و پيامبر صلى الله عليه و آله واجب الاطاعه بالغير و شايد تكرار «أَطِيْعُوا» در آيه، اشاره به همين موضوع يعنى تفاوت دو اطاعت دارد.
و در مرحله سوم، فرمان به اطاعت از «أُولُوا الأَمْر» مىدهد كه از متن جامعه اسلامى برخاسته و حافظ دين و دنياى مردمند، مىفرمايد: «و از اولوا الامر كه از خود شما است اطاعت كنيد» «وَ أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ».
آن گاه به يك مسأله مهم سرنوشتساز براى جوامع اسلامى پرداخته، مىفرمايد: «هر گاه در امرى نزاع و كشمكش داشتيد، آن را به خدا و رسول ارجاع دهيد، اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهايد» «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ».
با اين بيان، راه حل كليه منازعات جوامع اسلامى را مشخص ساخته كه حق رجوع به هيچ محكمهاى جز محكمه خدا و پيامبر ندارند، اختلافات امت اسلامى چه بر سر مسائل بزرگ چون ولايت و رهبرى و يا كوچك، مىبايست به محاكم تعيين شده از سوى خدا و پيامبر ارجاع گردد، تا دست هيچ تبهكارى بالاى سر مسلمانان نباشد.
و در پايان آيه مىفرمايد: «اين براى شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكو است»