تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
اسلامى محسوب مىگردد، و مسأله تقسيم كار را در سازمان حكومت اسلامى و لزوم تشكيل يك گروه نظارت بر وضع اجتماعى و سازمانهاى حكومت مشخص مىسازد.
سابق بر اين، در ممالك اسلامى (و امروز در پارهاى از كشورهاى اسلامى، مانند حجاز) با الهام از آيه فوق، تشكيلاتى مخصوص مبارزه با فساد و دعوت به انجام مسئوليتهاى اجتماعى به نام اداره حِسْبه وجود داشت و مأموران آن را به «محتسب» و يا «آمرين به معروف» مىناميدند كه مأمور بودند با همكارى يكديگر با هر گونه فساد و زشتكارى در ميان مردم، و يا هر گونه ظلم و فساد در دستگاه حكومت مبارزه كنند، و هم چنين مردم را به كارهاى نيك و پسنديده تشويق نمايند.
بنابراين، وجود اين جمعيت، با آن قدرت وسيع، هيچگونه منافاتى با عمومى بودن وظيفه امر بمعروف و نهى از منكر در شعاع فرد و با قدرت محدود ندارد.
***
٢- «معروف» و «منكر» چيست؟
«معروف» در لغت به معنى «شناخته شده» (از ماده عرف) و «منكر» به معنى «ناشناس» (از ماده انكار) است. و به اين ترتيب كارهاى نيك، امورى شناخته شده، و كارهاى زشت و ناپسند، امورى ناشناس معرفى شدهاند. چه اين كه فطرت پاك انسانى با دسته اول آشنا و با دوم نا آشنا است!
***
٣- آيا امر به معروف يك وظيفه عقلى است يا تعبدى؟
جمعى از دانشمندان اسلامى معتقدند: وجوب اين دو وظيفه تنها با دليل نقلى ثابت شده، و عقل فرمان نمىدهد كه انسان ديگرى را از كار بدى كه زيانش تنها متوجه خود او است باز دارد.
ولى با توجه به پيوندهاى اجتماعى و اين كه هيچ كار بدى در اجتماع انسانى