تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٢
معترض است و نسبت به اعطاى نعمت به افراد، از طرف خداوند ايراد دارد، و لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
أَلْحَسَدُ أَصْلُهُ مِنْ عَمْىِ الْقَلْبِ وَ الْجُحُودِ لِفَضْلِ اللَّهِ تَعالىْ وَ هُما جَناحانِ لِلْكُفْرِ وَ بِالْحَسَدِ وَقَعَ ابْنُ آدَمَ فِى حَسْرَةِ الأَبَدِ وَ هَلَكَ مَهْلِكاً لا يَنْجُو مِنْهُ أَبَداً:
«حسد و بدخواهى از تاريكى قلب و كوردلى است و از انكار نعمتهاى خدا به افراد سرچشمه مىگيرد، و اين دو (كوردلى و انكار بخشش خدا) دو بال كفر هستند.
به سبب حسد بود كه فرزند آدم عليه السلام در يك حسرت جاودانى فرو رفت و به هلاكتى افتاد كه هرگز از آن رهائى نمىيابد». «١»
قرآن مجيد مىگويد: نخستين قتل و كشتارى كه در روى زمين واقع شد عامل آن حسد بود. «٢»
و در «نهج البلاغه» از على عليه السلام، نقل شده: انَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الايْمانَ كَما تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ: «حسد تدريجاً ايمان را مىخورد، همان طور كه آتش هيزم را تدريجاً از بين مىبرد». «٣»
شخص حسود تدريجاً سوء ظنش به خدا، حكمت و عدالت او بيشتر مىشود و همين سوء ظن است كه او را از وادى ايمان بيرون مىكشد.
زيانهاى معنوى و مادى، فردى و اجتماعى حسد، فوق العاده زياد است و آنچه گفتيم در حقيقت فهرستى از آن به شمار مىرود.
***