تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣
«امت» در اصل، از ماده «امّ» به معنى هر چيزى است كه اشياء ديگرى به آن بضميمه گردد و به همين جهت «امت» به جماعتى كه جنبه وحدتى در ميان آنها باشد گفته مىشود، خواه وحدت از نظر زمان باشد يا از نظر مكان و يا از نظر هدف و مرام، بنابراين به اشخاص متفرق و پراكنده «امت» گفته نمىشود.
و در پايان آيه تصريح مىكند كه فلاح و رستگارى تنها از اين راه ممكن است لذا مىفرمايد: «و آنها همان رستگارانند» «وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
***
نكتهها:
از آنجا كه اين بحث از مباحث مهم قرآن مجيد است و در آيات فراوانى به آن اشاره شده، لازم است نكاتى را در اينجا يادآور شويم:
١- ظاهر «منكم امّة» بعض است
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه ظاهر «مِنْكُمْ أُمَّةٌ» اين است كه اين امت بعضى از جمعيت مسلمانان را تشكيل مىدهد، نه همه آنها را، و به اين ترتيب وظيفه امر به معروف و نهى از منكر، جنبه عمومى نخواهد داشت، بلكه وظيفه طايفه خاصى است، اگر چه انتخاب و تربيت اين جمعيت، وظيفه همه مردم است.
و به عبارت ديگر، اين دو وظيفه واجب كفائى است نه عينى، با اين كه از ديگر آيات قرآن بر مىآيد كه اين دو وظيفه جنبه عمومى دارد، يعنى واجب عينى است نه واجب كفائى، مثلًا در چند آيه، بعد از اين آيه مىخوانيم: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر: «شما بهترين امتى بوديد كه بسود مردم مبعوث شديد، چه اين كه امر به معروف و نهى از منكر