تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٩
توهمى بودند، لذا به زحمت حاضر مىشدند در برابر حقايق اسلام تسليم گردند.
***
به همين جهت در آيه بعد، قرآن با شدت، اين گونه توهمات و برترىطلبىها را مىكوبد. و آن را يك نوع افترا و دروغ بستن به خدا و گناه بزرگ و آشكار معرفى مىكند، مىفرمايد: «ببين اين جمعيت چگونه با ساختن فضائل دروغين و نسبت دادن آنها به خدا، به پروردگار خويش دروغ مىبندند، آنها اگر گناهى جز همين گناه نداشته باشند، براى مجازات آنان كافى است» «انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ كَفى بِهِ إِثْماً مُبيناً».
على عليه السلام در خطبه معروف «همّام» درباره صفات ممتاز پرهيزكاران چنين مىگويد:
لا يَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمالِهِمُ الْقَلِيْلَ وَ لا يَسْتَكْثِرُونَ الْكَثِيْرَ فَهُمْ لِا نْفُسِهِمْ مُتَّهَمُونَ وَ مِنْ أَعْمالِهِمْ مُشْفِقُونَ.
اذا زُكِّىَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خافَ مِمَّا يُقالُ لَهُ فَيَقُولُ:
أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْ غَيْرِى وَ رَبِّى أَعْلَمُ بِى مِنْ نَفْسِى.
اللَّهُمَّ لا تُؤاخِذْنِى بِما يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِى أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِر لِى ما لايَعْلَمُونَ:
«آنها هرگز از اعمال كم خود راضى نيستند و هيچ گاه اعمال زياد خود را بزرگ نمىشمرند، آنها در همه حال خود را در برابر انجام وظايف متهم مىشمرند و از اعمال خويش بيمناكند.
هنگامى كه كسى يكى از آنان را بستايد، از آنچه در حق او گفته مىشود، وحشت مىكند و چنين مىگويد: