تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨
و گاهى مىگفتند: نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّائُهُ: «ما فرزندان و دوستان خدائيم». «١»
ولى مفهوم آن اختصاصى به قوم و جمعيتى ندارد، بلكه تمام افراد و ملتهائى را كه به اين صفت نكوهيده گرفتارند، شامل مىشود.
قرآن در سوره «نجم» آيه ٣٢ خطاب به همه مسلمانان مىفرمايد: فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى: «خودستائى مكنيد، خداوند پرهيزكاران را بهتر از هر كس ديگر مىشناسد».
سرچشمه اين كار، همان عجب، غرور و خودبينى است كه تدريجاً به صورت خودستائى جلوه كرده و در مرحله نهائى سر از تكبر و برترىجوئى در مىآورد.
اين عادت غلط كه با نهايت تأسف در ميان بسيارى از ملل و طبقات و افراد وجود دارد، سرچشمه قسمت مهمى از نابسامانىهاى اجتماعى، جنگها و استعمارها و تفوق طلبىها است.
تاريخ گذشته نشان مىدهد: بعضى از ملل دنيا بر اثر همين احساس كاذب، خود را برتر از ملل ديگر مىدانستند و به همين جهت به خود حق مىدادند آنها را بنده و برده خويش سازند.
عربهاى جاهلى با تمام عقب افتادگى و فقر همه جانبهاى كه داشتند خود را نژاد برتر! مىشمردند، و در ميان قبائل آنها، هر يك خود را «قبيله برتر» مىدانست.
در عصر اخير، مسأله تفوقطلبى نژاد آلمان و يا نژاد اسرائيل سرچشمه جنگهاى جهانى و يا جنگهاى منطقهاى شد.
در صدر اسلام، نيز قوم يهود و نصارى نسبت به ديگران گرفتار چنين