تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
تفسير:
خودستائى
در نخستين آيه مورد بحث، به يكى از صفات نكوهيده انسان اشاره شده كه گريبانگير بسيارى از افراد و ملتها مىشود و آن خودستائى، خويشتن را پاك نشان دادن و فضيلت براى خود ساختن است، آيه مىگويد: «آيا نديدى كسانى را كه خودستائى مىكنند»؟ «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ». «١»
پس از آن مىفرمايد: «خداوند هر كه را بخواهد مىستايد» «بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ».
و تنها او است كه از روى حكمت و مشيت بالغه بدون كم و زياد، افراد را طبق شايستگىهائى كه دارند، مدح و ستايش مىكند «و هرگز به هيچ كس، سر سوزنى ستم نخواهد شد» «وَ لايُظْلَمُونَ فَتيلًا». «٢»
فضيلت آن است كه خداوند آن را فضيلت بداند نه آنچه خودستايان براى خود از روى خودخواهى قائل مىشوند و به خويش و ديگران ستم مىكنند.
گرچه روى سخن به قوم يهود و نصارى است كه براى خود امتيازات بىدليل و نادرستى قائل بودند، و خود را برگزيده از بين ملتها معرفى مىكردند.
گاهى مىگفتند: لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ الَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً: «آتش دوزخ جز چند روزى ما را فرا نخواهد گرفت». «٣»