تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٣
زيرا افراد بسيارى هستند كه مرتكب گناهان عظيمى مىشوند و براى هميشه از رحمت و آمرزش الهى مأيوس مىگردند، و همان سبب مىشود كه باقيمانده عمر را، در راه گناه و خطا با همان شدت بپيمايند، ولى اميد به آمرزش و عفو خداوند وسيله مؤثر باز دارندهاى نسبت به آنان در برابر گناه و طغيان مىگردد، بنابراين، آيه مورد بحث در واقع يك مسأله تربيتى را تعقيب مىكند.
هنگامى كه مىبينيم (طبق گفته بعضى مفسران و پارهاى از روايات كه در ذيل آيه نقل شده) افراد جنايتكارى همچون «وحشى» قاتل افسر رشيد اسلام «حمزة بن عبدالمطلب» عموى پيامبر صلى الله عليه و آله با نزول اين آيه ايمان مىآورد و دست از جنايات خود مىكشد، اين اميدوارى براى ديگر گناهكاران پيدا مىشود، كه از رحمت پروردگار مأيوس نشوند و بيش از آنچه گناه كردهاند، خود را آلوده نسازند.
ممكن است گفته شود: اين آيه در عين حال، مردم را به گناه تشويق مىكند؛ زيرا وعده آمرزش «همه گناهان غير از شرك» در آن داده شده است.
ولى شك نيست كه منظور از اين وعده آمرزش، وعده بدون قيد و شرط نيست، بلكه افرادى را شامل مىشود كه يك نوع شايستگى از خود نشان بدهند، و همان طور كه سابقاً هم اشاره كردهايم، «مشيت» و خواست خداوند كه در اين آيه و آيات مشابه آن، ذكر شده به معنى «حكمت» الهى است؛ زيرا هرگز خواست خدا از حكمت او جدا نيست، و مسلماً حكمت او اقتضا نمىكند بدون شايستگى، كسى را مورد عفو قرار دهد.
بنابراين، جنبه تربيتى و سازندگى آيه به مراتب بيش از سوء استفادههائى