تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١١
تبديل به وسيله گمراه شدن و گمراه كردن گشت؛ چرا كه آنها هيچ گاه دنبال حقيقت نبودند، بلكه به همه چيز با عينك سياه نفاق، حسد و ماديگرى مىنگريستند.
ضمناً از جمله أُوتُوا نَصِيْباً مِنَ الْكِتابِ: «بخشى از كتاب در اختيار آنها قرار داده شد» استفاده مىشود: آنچه آنها در اختيار داشتند، تمام كتاب آسمانى «تورات» نبود، بلكه تنها بخشى از آن بوده است و اين با حقايق مسلّم تاريخى نيز كاملًا سازگار است، كه قسمتهائى از «تورات و انجيل» واقعى با گذشت زمان تحريف شده و يا از بين رفته است.
***
در آيه بعد مىفرمايد: اينها اگر چه در لباس دوست خود را جلوه مىدهند، دشمنان واقعى شما هستند «و خداوند از آنها آگاه هست» «وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ».
چه دشمنى از آن بالاتر كه با سعادت و هدايت شما مخالفند، گاهى به زبان خيرخواهى.
گاهى از طريق بدگوئى و هر زمان به شكلى به دنبال تحقق بخشيدن به اهداف شوم خود هستند.
ولى شما هرگز از عداوت آنها وحشت نكنيد، شما تنها نيستيد، «همين قدر كافى است كه خداوند رهبر، ولىّ، يار و ياور شما باشد» «وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيّاً وَ كَفى بِاللَّهِ نَصيراً».
زيرا از آنها كارى ساخته نيست و اگر گفتههاى آنها را زير پا بگذاريد جاى ترس و نگرانى نخواهد بود.
***