تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦
طور عميق به آن آلوده شده است، راهى بهتر از اين روش نيست كه افراد را تدريجاً آماده كنند و سپس حكم نهائى اعلام گردد.
ضمناً بايد توجه داشت، آيه فوق به هيچ وجه دلالت بر اجازه نوشيدن خمر ندارد، بلكه تنها درباره مستى در حال نماز سخن گفته، و در مورد غير نماز سكوت اختيار كرده تا مرحله نهائى حكم فرا رسد.
البته با توجه به اين كه اوقات پنجگانه نماز مخصوصاً در آن زمان كه معمولًا در پنج وقت انجام مىشد فاصله چندانى با هم ندارند، خواندن نماز در حال هشيارى، لازمهاش اين بوده كه در فاصله اين اوقات از نوشيدن مايعات مست كننده به كلى صرف نظر شود؛ زيرا غالباً مستى آن تا موقع نماز ادامه مىيابد، و حالت هشيارى پيدا نمىشود، بنابراين، حكم آيه فوق شبيه يك تحريم هميشگى و مستمر است.
***
٢- جمله «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً» كه به اصطلاح با فاء تفريع شروع شده، مربوط به جمله «أَوْ عَلى سَفَرٍ» است، يعنى هنگامى كه در مسافرت باشيد ممكن است، آب پيدا نكنيد و نيازمند به تيمم شويد- زيرا هنگامى كه انسان در شهر و آبادى است كمتر چنين اتفافى مىافتد- و از اينجا روشن مىشود، سخن بعضى از مفسران مانند نويسنده «المنار» كه گفته است: «مسافرت به تنهائى براى تيمم كردن به جاى وضو كافى است، حتى اگر انسان آب در اختيار داشته باشد» سخن بىاساسى است؛ زيرا كلمه فاء تفريع در «فَلَمْ تَجِدُوا» اين سخن را ابطال مىكند، چون مفهوم آن اين است كه مسافرت گاهى موجب عدم دسترسى به آب مىگردد، در اينجا بايد تيمم كرد، نه اين كه مسافرت به تنهائى مجوز تيمم است.
و عجب اين است كه نويسنده مزبور به فقهاى اسلام در اين زمينه حمله كرده، در حالى كه حمله او هيچ موردى ندارد.
***