تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
در روز قيامت نيز حقايق را كتمان مىكنند و دروغ مىگويند؛ «١» چرا كه دروغ گفتن آنها قبل از اقامه شهود و گواهان است، ولى بعد از آن كه هيچ جاى انكار نمىماند ناچار مىشوند كه به همه حقايق اقرار كنند.
در يكى از خطبههاى امير مؤمنان عليه السلام آمده كه فرمود: «روز رستاخيز خداوند بر دهان افراد، مهر خاموشى مىنهد، تا سخن نگويند و در اين هنگام دستها به سخن درمىآيند، پاها گواهى مىدهند و پوستهاى تن، اعمال خود را باز مىگويند و در اين موقع هيچ كس نمىتواند واقعيتى را كتمان كند». «٢»
بعضى از مفسران احتمال دادهاند: منظور از «لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَديثاً» اين است كه آنها آرزو مىكنند: اى كاش! در دنيا كه بودند واقعيات را مخصوصاً درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كتمان نمىكردند.
بنابراين، جمله مزبور عطف بر جمله «لَوْ تُسَوّى بِهِمُ الأَرْضُ» مىشود، ولى اين تفسير با ظاهر «لا يَكْتُمُونَ» كه فعل مضارع است سازگار نيست و اگر اين معنى مراد بود بايد گفته شود: «وَ لَمْ يَكْتُمُوا».
***