تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
تنها سؤالى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه: شهادت به اين معنى آمده است يا نه؟
ولى با توجه به اين كه اعمال، رفتار و افكار انسانهاى نمونه نيز عملًا گواهى مىدهد كه يك انسان ممكن است تا اين حدّ مقامات معنوى را طى كند، چنين معنائى زياد بعيد به نظر نمىرسد (دقت كنيد).
***
در آيه بعد، به نتيجه اعمال آنها اشاره كرده، مىگويد: «در اين هنگام كه كافران و آنها كه با فرستاده پروردگار به مخالفت برخاستند، دادگاه عدل خدا را مىبينند و شهود و گواهان غير قابل انكارى در اين دادگاه مشاهده مىكنند، آن چنان از كار خود پشيمان مىشوند كه آرزو مىكنند كاش خاك بودند و با خاكهاى زمين يكسان مىشدند» «يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ».
اين تعبير، همانند تعبيرى است كه در آخرين آيه سوره «نبأ» مىخوانيم: وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِى كُنْتُ تُراباً: «در اين هنگام كافر مىگويد: اى كاش خاك بودم»!
تعبير به «تُسَوّى» اشاره به مطلب ديگرى نيز مىكند و آن اين كه كافران علاوه بر اين كه آرزو مىكنند خاك شوند، علاقه دارند كه خاكها و قبرهاى آنها هم در زمين گم شود و با زمينهاى اطراف يكسان گردد، و به كلى فراموش شوند!.
و «در اين موقع است كه آنها هيچ واقعيتى را نمىتوانند كتمان كنند» «وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَديثاً»؛ زيرا با آن همه شهود و گواهان، راهى براى انكار نيست.
البته اين سخن هم منافاتى با آيات ديگر ندارد كه مىگويد: بعضى از كافران