تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
مىرسد، هيچگونه منافاتى ندارد، و در هر صورت حكايت از لطف خداوند نسبت به بندگان مىكند، كه گناهانشان را بيش از مقدارى كه انجام دادهاند كيفر نمىدهد، اما به حسنات آنها به مراتب بيش از آنچه انجام دادهاند پاداش مىدهد.
***
نكته:
چرا خدا ظلم نمىكند؟
از آنجا كه ظلم و ستم معمولًا يا بر اثر جهل است، يا احتياج و يا كمبودهاى روانى، كسى كه نسبت به همه چيز و همه كس عالم و از همه بىنياز و هيچ كمبودى در ذات مقدس او نيست، ممكن نيست ظلم كند، نه اين كه نمىتواند ظلم كند و نه اين كه ظلم و ستم در مورد او متصور نباشد (آن چنان كه طايفه اشاعره تصور كردهاند) بلكه در عين توانائى، به خاطر اين كه حكيم و عالم است، از ظلم كردن، خوددارى مىنمايد و هر چيز را در جاى خود در اين جهان پهناور هستى قرار مىدهد، و با هر كس طبق شايستگى و اعمالش رفتار مىكند.
***