تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١
در آيه بعد، به عنوان اظهار تأسف به حال اين عده مىفرمايد: «چه مىشد اگر آنها ايمان به خدا و روز رستاخيز پيدا مىكردند، و از مواهبى كه خداوند در اختيار آنها گذاشته با خلوص نيت و فكر پاك به بندگان خدا مىدادند»؟ «وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ» و از اين راه براى خود كسب سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت مىكردند.
و با اين كه اين راه، صافتر و روشنتر و پرفايدهتر است و راهى را كه آنها انتخاب كردهاند جز زيان و بدبختى نتيجهاى ندارد؛ چرا در كار خود تجديد نظر نمىكنند؟!.
و مىافزايد: «و در هر حال خداوند از نيات و اعمال آنها با خبر است» «وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَليماً» و بر طبق آن به آنها جزا و كيفر مىدهد.
گر چه انواع توجيهها بنمايد كه ما اين انفاقها را خالصانه كردهايم.
قابل توجه اين كه: در آيه سابق كه سخن از انفاقهاى رياكارانه بود، انفاق به «اموال» نسبت داده شده، و در اين آيه به «مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ» نسبت مىدهد، اين تفاوت تعبير ممكن است اشاره به سه نكته باشد:
نخست اين كه: در انفاقهاى ريائى توجه به حلال و حرام بودن مال نمىشود، در حالى كه در انفاقهاى الهى، حلال بودن و مصداق «ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ» بودن مورد توجه است.
ديگر اين كه: در انفاقهاى ريائى، افراد انفاق كننده چون مال را متعلق به خودشان مىدانند، از كبر و فخرفروشى و منت گذاردن ابا ندارند، در حالى كه در انفاقهاى الهى چون توجه به اين دارند كه اموال را خدا به آنها داده و اگر گوشهاى از آن را در راه او خرج مىكنند، جاى منت نيست، از هر گونه كبر و فخرفروشى و منت، خوددارى مىكنند.