تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢
نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ».
خواه موقعيت طبيعى باشد (مانند تفاوت دو جنس مرد و زن با يكديگر) و يا تفاوت به خاطر تلاشها و كوششهاى اختيارى.
قابل توجه اين كه: كلمه «اكتساب» كه به معنى تحصيل كردن و به دست آوردن است، مفهوم وسيعى دارد، كه هم كوششهاى اختيارى را شامل مىشود، و هم آنچه را كه انسان به وسيله ساختمان طبيعى خود مىتواند به دست بياورد.
پس از آن مىفرمايد: به جاى آرزو كردن اين گونه تفاوتها، «از فضل خدا و لطف و كرم او تمنا كنيد كه به شما از نعمتهاى مختلف و موفقيتها و پاداشهاى نيك ارزانى دارد» «وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ».
و در نتيجه، افرادى خوشبخت و سعادتمند باشيد، خواه مرد باشيد يا زن، و خواه از اين نژاد باشيد يا نژاد ديگر، و در هر حال آنچه را خير واقعى و سعادت شما در آن است بخواهيد، نه آنچه شما خيال مىكنيد- و تعبير به «مِنْ فَضْلِهِ» شايد اشاره به همين معنى مىباشد-.
روشن است: تقاضاى فضل و عنايت پروردگار به اين نيست كه انسان به دنبال اسباب و عوامل هر چيز نرود، بلكه بايد فضل و رحمت او را در لابلاى اسبابى كه او مقرر داشته است جستجو كرد؛ «چرا كه خداوند به همه چيز دانا است» «إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليماً».
او مىداند براى نظام اجتماع چه تفاوتهائى از نظر طبيعى و يا حقوقى لازم است، و بنابراين، در كار او هيچ گونه تبعيض ناروا، و بىعدالتى نيست، و نيز از اسرار درون مردم با خبر است و مىداند چه افرادى آرزوهاى نادرست در دل مىپرورانند و چه افرادى به آنچه مثبت و سازنده است، مىانديشند.
***