تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١
زيرا اين تفاوتها هر كدام اسرارى دارد كه از شما پوشيده و پنهان است، چه تفاوتهائى كه از نظر آفرينش، جنسيت، صفات جسمى و روحى داريد و پايه نظام اجتماعى شما است.
و چه تفاوتهائى كه از نظر حقوقى به خاطر موقعيتهاى مختلف همانند ارث قرار داده شده است.
تمام اين تفاوتها بر طبق عدالت و قانون الهى مىباشد و اگر غير از آن مصلحت بود براى شما قائل مىشد.
بنابراين، آرزوى تغيير آنها يك نوع مخالفت با مشيت پروردگار كه عين حق و عدالت است مىباشد.
البته نبايد اشتباه كرد، آيه اشاره به تفاوتهاى واقعى و طبيعى مىكند، نه تفاوتهاى ساختگى كه بر اثر «استعمار» و «استثمار» طبقاتى به وجود مىآيد، چه اين كه آنها نه خواست خدا است، و نه چيزى است كه آرزوى دگرگون كردن آن نادرست باشد، بلكه تفاوتهائى است ظالمانه و غير منطقى كه بايد در رفع آن كوشيد.
فى المثل زنان نمىتوانند آرزو كنند: اى كاش! مرد بودند، و مردان نيز نبايد آرزو كنند: اى كاش! زن مىشدند؛ زيرا اين دو جنس اساس نظام اجتماع انسانى است.
اما در عين حال نبايد اين تفاوت جنسيت سبب شود كه يكى از اين دو جنس حقوق ديگرى را پايمال كند، و آنها كه آيه را دستاويز براى ادامه تبعيضات نارواى اجتماعى پنداشتهاند، سخت در اشتباهند.
لذا بلافاصله مىفرمايد: «مردان نصيبى از آنچه به دست مىآورند دارند، و زنان نيز نصيبى از آنچه كسب كردهاند» «لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ