تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠
غير آن، و اين تعبير علاوه بر زبان عربى در فارسى امروز نيز كاملًا رائج است.
در جمله بعد، به عنوان يك استثنا، مىفرمايد: «مگر اين كه تصرف شما در اموال ديگران از طريق داد و ستدى باشد كه از رضايت باطنى دو طرف سرچشمه بگيرد» «إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ».
اين جمله، استثنائى است از قانون كلى سابق، ولى به اصطلاح «استثناء منقطع» است «١» يعنى آنچه در اين جمله آمده مشمول قانون سابق، از آغاز نبوده است و تنها به عنوان يك تأكيد و يادآورى ذكر شده، آن هم به نوبه خود يك قانون كلى است.
طبق اين بيان، تمام مبادلات مالى و انواع تجارتها كه در ميان مردم رايج است چنانچه از روى رضايت طرفين صورت گيرد و جنبه معقول و منطقى داشته باشد، از نظر اسلام مجاز است (مگر در مواردى كه به خاطر مصالح معينى، نهى صريح از آن شده است).
سپس در پايان آيه، مردم را از قتل نفس بازمىدارد و ظاهر آن به قرينه آخرين جمله آيه، نهى از خودكشى و انتحار كرده، مىفرمايد: «خويشتن را نكشيد، خداوند نسبت به شما مهربان است» «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً».
يعنى خداوند مهربان نه تنها راضى نمىشود، ديگرى شما را به قتل برساند، بلكه به خود شما هم اجازه نمىدهد كه با رضايت خود خويشتن را به دست نابودى بسپاريد.
در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز آيه فوق به همين معنى (انتحار) تفسير شده